ابو القاسم راز شيرازى
514
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
« سلمان » همان [ دعاى ] اوّل را مىكرد . گفتند : « يا « سلمان » ! گمان نمىكنيم كه جان در بدن تو ثابت ماند با اين عذاب ! چرا سؤال نمىكنى از خدا كفايت شرّ ما را از تو » ؟ جناب « سلمان » فرمود : « زيرا كه اين سؤال ، خلاف صبر است بلكه سؤال مىكنم مهلت و صبر را » . پس چون استراحت كردند ، برخاستند و به تازيانهها زدند او را و گفتند : « مىزنيم تا جان از تو بيرون رود يا كافر شوى به محمّد ص » ! گفت جناب « سلمان » : « كافر نخواهم شد ؛ زيرا كه حقّ تعالى بر محمّد ص نازل فرمود : الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ « 58 » ، و تحمّل من مكاره شما را ، باعث دخول من است در مدح حقّ تعالى ؛ و اين زحمت ، سهل و كم است در جنب آن » . پس باززدند او را تا خسته و مانده و ملول شدند . بعد نشستند و گفتند : « يا « سلمان » ! اگر بودى از براى تو قدرى در نزد خدا به جهت ايمان آوردنت به محمّد ص ، هرآينه مستجاب مىكرد دعاى تو را و كفايت مىكرد از تو شرّ ما را » . پس فرمود « سلمان » : « چه بسيار جاهل مىباشيد ! من طلب صبر كردم نه كفايت شرّ شما » . پس برخاستند در مرتبهء سيم ، و زدند « سلمان » را به تازيانههاى خود ، و « سلمان » زياد نكرد بر دعاى اوّل خود كه صبر بود بر بلا در محبّت صفىّ و خليل و حبيب حقّ تعالى محمّد مصطفى ص . پس گفتند : « چه مىشود تو را اى « سلمان » ؟ ! آيا مرخّص « 59 » نكرد تو را پيغمبر تو در تقيّه از اعداء ، از براى نجات ، به اظهار كردن كفر به او » ؟ فرمود « سلمان » : « مرخّص كرد مرا ، و ليكن واجب نفرمود ، بل اجازه داد كه عطا كنم شما را آنچه خواهيد و متحمّل شوم مكاره شما را ؛ و گردانيد تحمّل بر مكاره را افضل از دو منزلت ، و
--> ( 58 ) - كسانى كه به غيب و نهان جهان ، ايمان مىآورند : سورهء 2 آيهء 3 ( 59 ) - رخصت داده شده ، مجاز